ستاره تنهایی من!!!
راز دل...
ولي به سختي ميشه در قلب او
جايي پيدا کرد . به راحتي ميشه در مورد اشتباهات
ديگران قضاوت کرد ولي به سختي ميشه اشتباهات خود
را پيدا کرد به راحتي ميشه بدون فکر کردن
حرف زد ولي به سختي ميشه زبان را کنترل
کرد به راحتي ميشه کسي را که دوستش
داريم از خودبرنجانيم ولي به سختي ميشه اين رنجش را جبران کنيم به راحتي ميشه کسي را بخشيد ولي به سختي ميشه از کسي تقاضاي
بخشش کرد الان که دارم می
نویسم وارد زندگیم شدم و با عشقم شب رو به روز می رسونم و خدارو شکر می کنم که در
کنار ایمانم به زندگیم ادامه میدم. راستش هنوز هم
واسم سخته شروع یک رویداد جدید تو زندگیم اما کم کم باید بهش عادت کنم تا بتونم
موفق بشم و از پس مشکلات بر بیام و بتونم رابطه قشنگ و دوست داشتنی همراه با عشق و
تلاش و مهربانی با ایمان داشته باشم و به این وضعیت ادامه بدم. الان یک دغدغه بزرگ دارم اونم کنکوره!!!که
امیدوارم قبول بشم!دیگه چیزی نمونده! نمی دونم چرا
دچار استرس شدم وقتی به زمان کنکور نزدیک میشم انگار فقط همین یه فرصتو دارم و اگه
خدای نکرده قبول نشم از زندگی نا امید میشم با اینکه اصلا یه همچین آدمی نبودم و همیشه من به دیگران امیدواری
میدادم ما چند وقتیه این جوری شدم که خودم هم توش موندم آخه امسال بطور جدی شروع
به خوندن کردم اونم با یه اراده قوی اما واقعا موندم که بعدش چی میشه؟!ولی امیدمو
از دست نمی دم و با توکل بر خدا اذامه میدم و ان شاءالله قبول میشم. الهی آمین.... دیگه چیزی نمونده فقط یک هفته فرصت دارم فقط یک هفته ! دیگه باید وارد زندگیم بشم اونم با عشقم که اصلا فکرشو نمیکردم روزی با هم زندگیمونو قسمت کنیم!اما تقدیر و خواست خدا این بود که باهم وارد کلبه عشقمون بشیم.شکرت... الانم فرصت پیدا کردم بیام تو وبم تا آخرین آپ دوران نامزدیرو بنویسم! دیگه سرمون خیلی شلوغ میشه شایدم دیگه نتونم بیام!نمی دونم!خدا میدونه... قبل از هر چیزی میخوام به کسیکه فکر میکنه من اونو مرده فرض کردم میخوام بگم اصلا این متنو واسه اون ننوشتم بلکه واسه یک نفر دیگست که واقعا دیگه تو این دنیا زندگی نمیکنه و عمرشو داده به شما فکر کنم سو تفاهم شده؛بهر حال ببخشید که اشتباه فکر کردی! ضمنا اینو بدون من هیچوقت مرده فرضت نمیکنم و به خاطر کارات همیشه ازت ممنونم و کمکایی که در حقم انجام دادی.امیدوارم همیشه موفق باشی... دو شب پیش یه خوابی دیدم که باورش یه کم واسم سخته! حتی واسه عشقم تعریف نکردم! آخه مربوط به گذشته ام میشد و تجربه ای که باعث شد مفهوم زندگی ودوست داشتن و ... را یاد بگیرم و کسانی که کمکم کردند تا راه زندگی کردنو بفهمم و ازش تو زندگیم استفاده کنم. از همشون ممنونم و در نهایت از کسی که اومده بود تو خوابم! شاید اگه خودش این آپو بخونه بفهمه منظورم کیه! بهر حال نمی خوام تو گذشتم غرق بشم!باید خودمو واسه آینده آماده کنم! آینده ای که متعلق به منو ایمانه... ایمانی که ازش خیلی چیزا یادگرفتم... ایمانی که عاشقانه دوسم داشت و واسه رسیدن به عشقش تمام تلاششو کرد تا بالاخره خدا نگاش کردو اونو رسوند به محبوبش! واقعا خودم هم باورم نمیشه با اینکه بیش از یک ساله که با هم هستیم اینکه خدا هم منو خیلی دوست داره هم ایمان آخه نمی دونم چی بگم! خدای مهربونم واقعا ارت ممنونم که منو به ایمان رسوندی... خدایا کمکمون کن تا خوشبخت و راضی به زندگیمون ادامه بدیم و در برابر مشکلات جا نزنیم و با توکل بر تو و امید واری به زندگیمون برسیم. الهی آمین... نمیدونم باید چی بگم چون هنوزم باورم نمیشه؛کسی که همه وجودش همه حرفاش همه کاراش برای خدا بود بالاخره به آرزوش رسید و رفت پیش خدا؛ رفت تا از این دنیای بی رحم نجات پیدا کنه رفت چون خانوادش منتظرش بودن رفت چون جز خدا هیچ کسیرو تو این دنیا نداشت اگرم داشت فقط خدا بود که کمکش کرد خدا خواست که بره پیشش حکمت خدا این بود که زود ازین دنیا بره حتی منم نتونستم کاری براش انجام بدم یا اگه کردم خیلی ناچیز بوده و ازین بابت واقعا شرمنده ام و امیدوارم که منو بخشیده باشه و مثل همیشه واسمون دعا کنه میدونم که تو اون دنیا اینکارو میکنه... ان شاءالله عاقبت بخیر بشه و تو اون دنیا به آرزوهاش برسه... الهی آمین... خدا بیامرزدش... این شعر که از مرحوم قیصر امین پور است تقدیم میکنم به<< یه آدمی که عاشق خداست>> اما دیگه تو این دنیا نیست که بخونه اما مطمئنم که حس میکنه و میخونه! نامه ای برای تو این ترانه بوی نان نمی دهد بوی حرف دیگران نمی دهد سفره دلم دوباره باز شد سفره ای که بوی نان نمی دهد نامه ای که ساده و صمیمی است بوی شعر و داستان نمی دهد: ...با سلام و آرزوی طول عمر که زمانه این زمان نمی دهد کاش این زمانه زیر رو شود روی خوش به ما نشان نمی دهد یک وجب زمین برای باغچه یک دریچه آسمان نمی دهد وسعتی به قدر جای ما دو تن گر زمین دهد،زمان نمی دهد فرصتی برای دوست داشتن نوبتی به عاشقان نمی دهد هیچ کس برایت از صمیم دل دست دوستی تکان نمی دهد هیچ کس به غیر ناسزا تو را هدیه ای به رایگان نمی دهد کس ز فرط های و هوی گرگ و میش دل به هی هی شبان نمی دهد جز دلت که قطره ای است بیکران کس نشان ز بیکران نمی دهد عشق نام بی نشانه است و کس نام دیگری بدان نمی دهد جز تو هیچ میزبان مهربان نان و گل به میهمان نمی دهد نا امیدم از زمین و از زمان پاسخم نه این،نه آن... نمی دهد پاره های این دل شکسته را گریه هم دوباره جان نمی دهد خواستم که با تو درددل کنم گریه ام ولی امان نمی دهد... ولی بازم اومدم شاید خدا خواست که الان بیام!ولی یک تجربه خوبی تو این مدت کسب کردم که بهم خیلی چیزارو نشون داد... دلم خیلی تنگ شده بود واسه وبم واسه حرفام واسه دردودلام واسه احساسم و خیلی چیزای دیگه از حق نگذریم تو این مدت سرم هم خیلی شلوغ بود ازیک طرف درگیر کنکور و کتابهایی که باید میخوندم آخه دیگه چیزی به زمان آزمون نمونده و من خیلی نگرانم از اینکه قبول میشم یا نه؟! خدایا خودت کمکم کن تا موفق بشم الهی به امید تو نه به امید خلق روزگار... از یک طرف دیگه به زندگیم و احساسم و در نهایت هدفم که زندگی کردن با عشقمه... و اما چیزایی که یاد گرفتم خیلی زیادن مثلا: یاد گرفتم با عشقم چه برخوردی داشته باشم. یاد گرفتم اعتدالو رعایت کنمٍ. یاد گرفتم انتخاب یعنی چی؟ یاد گرفتم تصمیم برای آینده یعنی چی؟ یاد گرفتم هدف یعنی چه؟ یاد گرفتم ....................... و ................................. امیدوارم همه آدما به خواستهاشون تو زندگی برسن و به هدفشون امیدوار باشن و هیچ وقت خداشونو فراموش نکنن...! سلام ایمان جان نمی دونی این چند روزه چی می کشم!دارم دیوونه میشم؛وقتی به این فکر میکنم که چقدر اذیتت کردم تو این مدت از همه چی بیزار میشم اما تو اونقدر خوبی که به دل نمی گیری. من نمیدونم باید چه جوری محبتاتو جبران کنم و از پس این مسّولیت بزرگ چه جوری بر بیام!دیگه چیزی نمونده که واسه همیشه مال هم بشیم و ازین بابت خوشحالم که میتونم در کنار تو به زندگیم ادامه بدم. از خدای خوبم ممنونم که تورو سر راهم قرار دادتا معنی تقدیر و زندگی را درک کنم و با وجودتو دنیای کوچیکمو بسازم و با هم وارد کلبه عشقمون بشیم و عشقو درک کنیم تا عاشقای واقعی واسه هم باقی بمونیم. آمین... ديشب من در بند کور دلان عشق ستيز بودم به گناه عاشق بودن چون عشقم را در پستوي خانه نهان نکردم چون راز دلم در چشمانم پيدا بود مرا به گناه نشستن نزد زيباريي دستبند زدن گفتند که چرا عاشقي؟ گفتند که شعله اي در دلت داري گفتند که آتش گناه است و تو آتشي در دل داري دهانت را مي بويند مبا دا گفته باشي دوستت دارم دلت را مي پويند مبادا شعله اي در آن نهان باشد روزگـــــــــــــــــــــــــــار غريبيســـــــــــــــــــــــــــت نازنيــــــــــــــــن تقدیم به همدم تنهایی هام ،محرم رازم، عشقم :ایمان عزیزم نيمه شب هنگامي که درخشندگي ستارگان به حد مي رسد ازخواب برمي خيزم و به ياد آن همه عشق و وصال اشک مي ريزم و به ياد آن همه دوستي هاي شيرين وبه ياد آن روزهايي که غم عشق را برايم مي گفتي .اي عزيزکه روزو شب خيال و يادت با منه و به هر کجا که قدم مي گذاري جزروي زيبا و چشمان گيواي تو جايي را نمي يابم . نمي دانم بگويم يا خاموش بمانم يا ساکت باشم نمي دانم که از کدامين رنج ومحبت بگويم باز به ياد آن همه مهرو محبت افتادم که در دوران وصال با من روا مي داشتي ، دلم خيلي برايت تنگ شده درد غربت و جدايي مرا مي شکند ، نمي خواهي به نواي معشوق خود پاسخ دهي ، آيا صداي شديد قلبم را که هرگاه از کنارم مي گذري را نمي شنوي که نغمه عشق وشادي را سرمي دهد ، آيا نمي داني چقدردوستت دارم و تا چه اندازه خاطره هايت برايم عزيزاست ، پس به آواي قلبم پاسخ بده وبا چند قطره اشک مرا از لگد مال کردن غرورخويش شاد کن... عاشق و دیوونه ی تو:عاطفه بوی باران بوی سبزه بوی خاک شاخه های شسته؛ باران خورده؛پاک آسمان آبی وابر سپید برگ های سبز بید عطر نرگس رقص باد نغمه ی شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک میرسد اینک بهار خوش بحال روزگار...! این بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم: با آرزوي 12 ماه شادي 52 هفته خنده 365 روز سلامتي 8760ساعت عشق 525600دقيقه برکت 315300ثانيه دوستي برای شما دوستای خوبم... ياد تو هميشه درذهنم ، عشق تو هميشه درقلبم و عطرمهرباني تو هميشه دروجودم جاريست . سال ها بود که چون کبوتري آواره به دنبال همدم مي گشتم تا لانه کوچکم را با نور خود منور سازد و آهنگ زندگي را درگوش من نوازش دهد گرچه کف لانه ام ازچوبهايي هست که قابل نشستن نيست ولي آن را باغرورم فرش مي کنم و هرتکه ازآن نشانه اي ازتنهايي من است شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني تو را به ياد آن روز...... تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........تو را به اولين نگاه عاشقانه....... تو را به ياد بارون روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز رفتنت....... تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر........... تولد ساعت 3 شب بود که صدای تلفن، پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود. پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟ مادر گفت: 25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی! فقط خواستم بگویم تولدت مبارک! پسر از این که دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد، صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت، ولی مادر دیگر در این دنیا نبود!... شخصي مشغول تخريب ديوار قديمي خانه اش بود تا آنرانوسازي كند. توضيح اينكه منازل ژاپني بنابر شرايط محيطي داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود مرد شديدا منقلب شد ! چهار سال مراقبت. و این است عشق ! يك موجود كوچك با عشقي بزرگ کلاس رياضي بود که استاد اومدو دو خط موازي کشيد خط پاييني نگاهي به خط بالايي کرد و عاشقش شد. خط بالايي هم همینطور... غافل از این که دو خط موازی به هم نمی رسند …! کجایی؟! تو اکنون کجایی که من در عالم تنهایی همراه می خواهم. ای مهربان بی تو دنیا با من چه نا مهربان است. چقدر دلم می خواست در کنارم بودی و از این سکوت لذت می بردیم. و اجازه می دادی دنیایم پر از زیبایی گردد و از گرمی حضورت سرشار شود. تو کجایی که نگاهم در هر سو حضور تو را می جوید. بیا و نگذار ناامیدی برگردد. بگو که با من چنین نامردانه رفتار نخواهی کرد. بگو که خواهی گذشت نگاه پاک و مهربانت جام جهان نمای من باشد. با من از مهربانی سخن بگو، از این که همراز من و یار و پناه خواهی ماند. در قلب من ستاره ای ست که حال مرا می فهمد وقتی که غمگین هستم. و چشمک می زند وقتی خوشحال باشم. ستاره ای که عشقهایم را می داند و نفرت هایم را. ستاره کوچکی که بسیار تنهاست حتی تنهاتر از خود من. ستاره ای که روزو شب دعا می خواند. روی سجاده ابری کوچکی که در قلب من است و از چشمهایش شبنم می چکد و خدا را صدا می کند تا آرزویش برآورده شود آرزوی ستاره ی من بزرگ است. ستاره من،دوست دارد روزی به آسمان برگردد چرا که در آسمان ستاره ها راحت می خوابند راحت بیدار می شوند. ستاره من،اما با هر کابوس من از خواب می پرد وقتی مادرم گریه می کند،پژمرده می شود وقتی پدرم خسته است،زرد می شود وقتی من گریه می کنم،کدر میشود وقتی سرد می شود،سرما می خورد وقتی گرم می شود،از حال می رود وقتی گرسنه ام،بی تابی می کند وقتی تشنه ام،له له می زند ستاره من،دوست دارد روزی به آسمان بر گردد چرا که ستاره ها روی زمین تنها هستند چرا که ستاره ها در آسمان راحت می خوابند راحت بیدار می شوند. از خدا پرسيدم: خدايا چطور مي توان زندگي كرد؟ با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي اينده اماده شو . ايمان را نگه دار و ترس را به گوشه اي انداز. شك هايت را باور نكن و هيچ گاه به باورهايت شك نكن . فقط اگر بداني كه چطور زندگي كني.... سلام دوستای خوب من که همیشه بهم لطف داشتین و با نظراتون منو همراهی کردین بازم 1سوال ازتون دارم!امیدوارم کمکم کنین تا به قسمت قشنگ عشق برسیم که همون انتظاره!!!حالا نوبت شماست تا جواب بدین!منتظرم...! سوال: اگر قرار باشد روزی عشق واقعی ات را پیدا کنی،چقدر میتوانی منتظر بمانی؟!!! امشب مسافرم،چمدان را بیاورید از ناکجای جاده نشان را بیاورید از این سکون رو به تزاید دلم گرفت با یک سبد تپش،هیجان را بیاورید از خاطرات گمشده در ذهن طاقچه هر آنچه خاک خورده،همان را بیاورید تا بغض پشت بغض به باران بدل شود ابری ترین گلوی جهان را بیاورید شاعر که بی بهار سفر را سروده بود بر جاده نوشت خزان را بیاورید شاعر نوشت در تب و تاب دقیقه ها امشب مسافرم،چمدان را بیاورید...! اشک عصاره وجود برای ابراز وجود است. اشک تنها همنشینی است که در غربت رفیق انسان است. اشک همراهی است که هم در شادی ها و هم در غم ها بشر را تنها نمی گذارد. اشک بی صداترین فریادی است که از درون پر غوغای انسان جوشش پیدا میکند و ریزش قطراتش غصه از دل میبرد. اشک آخرین پناهگاه بشر است تا شوق و امید به زندگی را در قطره جوشیده از وجودش جستجو کند. اشک ظهور زمینه پاکی برای رسیدن و گاه فریاد بی صدای ناکامی های بشر است. اشک جوهری است بی رنگ اما تنها ماده ای است که تمام حرکات انسان را رنگ و معنا میبخشد. اشک انقلاب درون برای پذیرش شکوفه های حقیقت و صداقت است. اشک بانمک ترین قطره ای است که طعم شادی را در جهان به انسان می چشاند. اشک آخرین وسیله ای است که انسان،استیصال و درماندگیش را به خدا اعلام میکند. اشک آخرین حربه و نیرنگ شیطان برای فریب و گمراهی است. اشک صادقترین نشانه ای است برای تسلیم و پذیرش. اشک پرمعناترین قهقهه ای است برای نشان دادن عالی ترین درجه شوق و شادی و سرور. اشک قطره ای است بی چیز اما گران قدر که هر دردی را دوا است. اشک مرواریدی است که میتواند زاییده احساس و شعور باشد. اشک میتواند شبنم فریبکاری و دغلی باشد. اشک هنگامی ریزش میکند که سر به پایین می افتد و ناله به سوی آسمان بالا میرود وهرچه سر پایین تر ناله بالاتر میرود. اشک ترسیم سند بی یار و یاوری در محکمه وجود است. اشک پوششی برتن برهنه کلماتی است که فرصت حضور پیدا نمیکنند. اشک نشانه غرور شکسته ای است که بیصدا جریان می یابد. اشک بارش امید بر چشمان ناامیدی است که آینده را توان دیدن ندارد. اشک ابتدای دریافت حقایق و کشف و شهود و یا انتهای راه در برخورد به بزرگترین بن بست زندگی است. اشک یعنی رسیدن به هدف و کمال و یا درماندگی و ناکامی از عشق. اشک یعنی بدرود تا ابد. اشک یعنی دمادم تشنگی. اشک یعنی حسرت دیدار یار. اشک یعنی شوق انتظار در جمعه ها. اشک یعنی احساس عدالت بر دو چشم. اشک یعنی فاصله از فاطمه. اشک یعنی علی(ع) که قطره ای زلال از دریای بی کرانه ابدیت و جاودانگی است. اشک تنها پیام و تنها صدا و تنها دلیل فاطمه(س) است. اشک اولین و آخرین شاهد در دیدارهاست. اگر هنوز اشکهایتان می آید، اگر هنوز بغضی دارید که اشکی به چشمانتان ببارد، اگر چشمی دارید که لیاقت اشک وصال را دارد و اگر ناله ای دارید که اشک مهمان شما کند، بی شک هنوز خدا منتظر تو است تا با لابه و تضرع چون کودکی که گریه را وسیله طلب مادر می کند،تو نیز اشک وصل و پیوند بریزی. یعنی در تو وجودی قرار دارد که خود از آن بی اطلاع بودی. اشک قطره کوچکی از نشانه های بزرگی خداست... اشک نیکو گر بریزد بر لوح گناه عاقبت خیر و توبه قبول و باشد پناه مهم نيست... کف پات رو شسته باشي يا نه ! حتي مهم نيست که کف پات نرمه يا زبر! مهم اينه که وقتي پات روزندگيه کسي ميزاريو از زندگيش عبورمي کني وقتي که مهلتت تموم شد و فقط رد پات موندانقدر اون رد پا خواستني باشه که به کسي اجازه نده پاهاش رو روي رد پات بذاره!!!!!.... از غم خبري نبود اگر عشق نبود دل بود ولي چه سود اگر عشق نبود بي رنگ تر از نقطه موهومي بود اين دايره كبود، اگر عشق نبود از آينه ها غبار خاموشي را عكس چه كسي زدود اگر عشق نبود در سينه هر سنگ دلي در تپش است از اين همه دل چه سود اگر عشق نبود بي عشق دلم جز گره اي كور چه بود دل چشم نمي گشود اگر عشق نبود از دست تو در اين همه سرگرداني تكليف دلم چه بود اگر عشق نبود قيصر امين پور و چه زيباست سلام و چه سخت است خداحافظي و رفتن و عاشق ماندن كه دل از غربت تكرار خداحافظيت ميگيرد با تو او مي فهمد با تو من مي فهمم كه صداقت جاري است و محبت برپاست با تو ديگر دل من غصه ندارد شاد است با تو انگار دلم شاپركي آزاد است بي تو اما دل من مي گيرد دل نرگس نگران مي شود و مي ميرد...! اين مطلب زيبارو عزيزترين كس زندگيم برام فرستاده، كسي كه برق چشمانش برايم فانوس و برق نگاهش نشانه اي از عشق است، كسي كه براي داشتنش حاضرم از تمام زيبايي ها بگذرم و براي شنيدن صدايش حاضرم روزه سكوت بگيرم. عزيز دلم دوستت دارم...! و من به درخواستش تو وبلاگم ميذارم: خداوندا. امشب در خلوت تنهایی هایم باز چشمو به تمنا و دست به نیاز به کرم و بخشش ات گشوده ام. و شانه هایم رابرای تحمل مشکلات استوار کن هميشه به يادت و به انتظارت هستم:ايمانت...!
به آساني ميشه در دفترچه تلفن
کسي جايي پيدا کرد .
واسم دعا کنید تا هم این مرحله ی سختو پشت سر بذارم هم تو زندگیم پیروز باشم.
الهی آمین...
![]()
![]()
![]()
سبزه را با ياد روي سبزه ات
سمنو به ياد شيريني لبخندت
سیاه دانه به رنگ چشم هايت
سرکه با ياد ترشي مهربانيت
سيب با ياد ترديه گونه هايت
سکه با ياد درخشش قلبت
سير با ياد تندي کلامت
با همه خوبي ها و بدي هايت ... دوستت دارم
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاوشد. وقتي ميخ را بررسي کرد خيلي تعجب كرد ! اين ميخ چهار سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود
اما براستي چه اتفاقي افتاده بود ؟ كه در يک قسمت تاريک آنهم بدون كوچكترين حرکت، يك مارمولک توانسته بمدت چهار سال در چنين موقعيتي زنده بمانده در اين مدت چکار مي کرده ؟چگونه وچي مي خورد؟
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است. متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، باغذايي در دهانش ظاهر شد
![]()
![]()
![]()
خدا جواب داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير....
زندگي شگفت انگيز است .......
خیلی تنها یم دلم گاه آرام و گاه توفانی است.
جای خالی عشقم دلم را از غصه پر میکند.
ونبودنش نابود می کند دل خوشی هایم را.
خداوندا دستم را بگیر تا راه زنده گیم را طی کنم
کمک کن تا آوازهای تلخم به نجوای شیرین برسد.
و من به زندگی وزندگی به من لبخند بزند
الهی ...یاریم کن که تنها تو مرا پناهی...!
| Design By : Night Skin |

